اینجا یک صفحه درباره ما متفاوته

شاید برای اینکه بتونید تصمیم بگیرید به ما اعتماد کنید یا نه، بهتر باشه قبل از آشنایی با خدمات آژانس تبلیغاتی تیک، داستان ما رو بشنوید و بدونید اونچه که امروز از ما دریافت می کنید، نتیجه چه تجاربی هست. چون قطعا تبلیغات موثر و فروش بالا تنها با اجرایی کردن آنچه در کتاب ها می خونیم اتفاق نمی افته.

مهدی محبی کیه؟

من مهدی محبی هستم، مدیر و موسس آژانس تبلیغاتی تیک.

مـتولد سال 1369 هـستم اما تقریبا نصف عمرم رو در حال کـار کردن و کسب تجربه بودم و فکر می کنم اون چیزی که باعث رشد من و جلب اعتماد مشتریانم تا امروز بوده، همین تــجربه های مـخـتلف مـن در فـضاهای شـغلی متــفاوت هست. چـرا که ما در تعامـــــل با مشتـــــریان مون سعی می کنیم قـــــبل از اینکه یک مـــجری و راهنمای تبلیغاتی باشیم، رفیق باشیم و تجارب مون رو باهم به اشتراک بزاریم.

آنچه خواهید خواند...

داستان زندگی من و گروه تیک خواهد بود که 6:35 ثانیه از وقت شما رو می گیره

دبیرستان و تجربه شروع درآمدزایی من

یک سال پس از دبیرستان و اولین موفقیت شغلی من

از انزوا تا اجتماع

اونجایی که علاقه باشه، رشد هم هست

از اسکیت سواری تا مدیر فنی شرکت

بازاریابی سیستم های حفاظتی با اسکیت

دبیرستان و تجربه شروع درآمدزایی من

من در رشته ریاضی تحصیل کردم اما درست بعد از پایان دوره پیش دانشگاهی و یک ماه قبل از کنکور تصمیم گرفتم دانشگاه نرم چون حس می کردم دانــشگاه جایی نیست که من بخوام در اون پیشـــرفت کنم. با همین فکر بود که یکی از بزرگ تــرین تصمیمات زندگیم رو در سن کم گرفتم و عــلارقم مخالفت خانواده کنکور ندادم و وارد بازار کار شدم. باید بگم که حتی امروز هم از این تصمیم پشیمون نیستم؛ چرا که میبینم دانــشگاه جز روابط فردی موثر، تجربه خاصی برای بازار کار به همکارانم در حیطه فعالیت من نداده و حداقل برای شخص من تجربه های شغلی به اندازه سال ها تحصیل موثر بوده.

یک سال پس از دبیرستان و اولین موفقیت شغلی من

اگر به خاطر داشته باشید، حدود 14، 15 سال پیش بازار کسب و کارهایی که بر پایه نتورک بودن به شدت گرم بود. من هم مثل خیلی از افراد در اون دوران وارد نتورک شدم و خوشبختانه تونستم موفقیت های زیادی کسب کنم تا جایی که یک سال بعد از فعالیتم در نتورک تونستم درآمد خیلی خوبی به دست بیارم و دفتر کار خودم رو بزنم؛ امــــا خوب همون طور که احتمالا در جریان هستید کسب و کار های بر پایه نتورک به دلیل اتفاق هایی که به خاطر عملکرد برخی از گروه های نتوکر و نبود نظارت و بی تدبیری دولت، رو به تعطیلی رفتند و من هم مثل خیلی ها از این سیستم خارج شدم.

از انزوا تا اجتماع

اما دستـــآورد های من از سیستــم نتورک بیشتر از نتیجه های مالی، به رشد مهارتی ربـط داشت. مهدی در دوران مدرسه و تا قبل از فعالیت در نتورک یک پسر منـــزوی و آروم بود که بزرگ ترین خلافــش تنها قدم زدن در پــارک رو به روی مدرسه بود. اما در زمـــــان فعالیت در نتورک با توانایی ها و پتانسیل های خفته خودش در بحث مذاکره و روابط عمومی آشنا شد. تا جایی که علت پیشرفت سریعم این بود که در مجموعه ای که مشغول به کار بودم اون پسر منزوی یک سال قبل تبدیل به برترین پرزنتور بین 400 نفر شد که توانایی برقراری ارتباط با افراد متخصص زیادی رو داشت و در کنار اون حتی به دوستانش هم آموزش می داد. اما خوب در نهایت به هر حال من از سیستم نتورک خارج شدم و به سراغ شغل بعدیم رفتم.

بازاریابی سیستم های حفاظتی با اسکیت

اون روزها من در شرکتی مشغول بودم که با خرید فایل های مربوط به اطلاعات شرکت های ساختمانی و یا سازنده هایی که ســاختمان های در حال ساخت داشتند و فعالیت های نیرو های فــــروش تلاش می کردند سیستم های حفاظتی ساختمان مثل آیفون، جک پارکینگی، سیســــتم های اعلام حریق، دوربین مدار بسته و… رو به اونها بفروشند. اما مشکلی که وجود داشت این بود که هیچ شــــرکتی نبود که فایل و اطلاعات مغازه ها و فـــروشگاه ها رو برای فروش کرکره برقی و سایر سیستم های حفاظتی ارائه بده. همین شد که مدیر شرکت تصمیم گرفت جمع آوری اطلاعات مربوط به فـــروشگاه ها برای فروش کرکره برقی رو به من بسپاره و همــــونجا اولین تجربه و فعالیت من در حیطه تبلیغات و البته بازاریابی به سبکی که در ذهن مشتری بمونم و برند شخصیم متفاوت از مابقی ویزیتور ها باشه رو تجربه کردم. و اون چیزی نبود جز ویزیت با یک اسکیت در سطح شهر تهران. من در اتاق کارم یک نقشه بزرگ از تهران رو نصب کرده بودم و با اســــکیتم کیلو متر ها در تهران رفت و آمد می کردم و به مغازه ها از تجریش تا راه آهن، از تهران پارس تا جنت آباد و… کارت ویزیت و یک معرفی مختصر از کاری که قرار بود بـراشون انجام بدیم رو ارائه می دادم و اطلاعات کسب و کار اونها رو هم جمع آوری می کردم. اتفاق بامزه ای که می افتاد این بود که وقتی نیروی فروش شرکت با اونها تماس می گرفت می دیدیم پســـر اسکیت سوار باعث شده تا کسب و کار ما رو به خاطر بسپارند.

از اسکیت سواری تا مدیر فنی شرکت

تجربه متر کردن شهر تهـــران با اسکیت و تلاش برای جذب مشتـــــریان در نهایت باعث شد من در همون شـــــرکت محصولات حفاظتی، سمت مسئول فنی رو بگیرم و وظیفه کنترل انبار، مدیریت قرارداد ها و… رو بر عهده داشته باشم و بعد از اون هم مدیر فنی شــــرکت شدم و مدیـــریت پروژه ها بعد از بسته شدن قرارداد به طور کامل بر عهده من بود. تجربه مدیریت فنی قرارداد ها، مهارت هایی مثل برنامه ریزی و مدیریت، متقاعد سازی، مذاکــــره و… رو بیشتر از قبل در من تقویت کرد چرا که باید با افـــراد مختلفی که درگیر پروژه بودند اعم از صاحب پروژه، نصاب و… سر و کله می زدم.

اونجایی که علاقه باشه رشد هم هست

در مجموع، من 2 سال در اون شرکت کار کردم و 6 ماه پس از اینکه به سمت مدیر فنی رسیدم، تصمیم گرفتم از اون کار استعفا بدم؛ چرا که سر و کله زدن با سازنده ها برای من خیلی جذاب نبود و انتخاب من انجام کاری بود که به اون علاقه داشتم. من از حدود 12 سالگی به شدت به عکاسی، فتوشاپ و ساخت فیلم رو دوست داشتم. اون موقع ها با یک دوربین کامپکت عکس و فیلم می گــــرفتم و هر جا که دوربین هندی کم دستم میرسید با دوستامون تو خونه ویدئو های مختلف می ساختیم. درسته خــروجی ادیت های من در اون سن به شکل فجیحی شکست می خورد اما اون روزها سر آغازی برای ساختن مهدی امروز بود.

مجلس ختمی که جرقه ای برای تغییر مسیر زندگی من شد

اواخر دورانی که در شرکت سیستم های حفاظتی بودم، یکی از اقوام فـــوت کرد و آخر مراسم ختم یک ویدئو کلیپ در مراسم از عــکس های متوفی با یک موزیک از آقای مــعین پخش شد که به نظر من در اون دوران جالب اومد و برام سوال شد، من که خیلی راحت این کار رو می تونم انجام بدم امــا تا به حال به انجامش فکـــــــر نکرده بودم؟ نکته جالب هم این بود که به زمان خودش تدوینگر هزینه بسیار زیادی بابت ساخت اون کلیپ گرفته بود. یعنی سال 1390 فامیل ما حدود 250 هزار تـومن برای تهیه اون کلیپ داده بود، در صورتی که من برای یک ماه حدود 700 هزار تومن حقوق می گرفتم، این در حالی بود که تهیه اون کلیپ از من در مجموع 2 ساعت زمان می گرفت. همینجا بود که یک جـــرقه در ذهن من زده شد که من می تونم با انجام کـــاری که بسیــار بهش علاقه مندم هم لذت ببرم و هم درآمد بیشتری داشته باشم. 

 اما در حالی که به شغل قبلیم ادامه می دادم، در بک گراند ذهنم این موضوع همچنان چشمک می زد که…

مرغ داری ای که سرنوشت من رو تغییر داد

صاحب شـــرکتی که من در اون مشغول به کـــار بودم یک مــرغداری داشت که بنا به دلایلی تصمیم گـرفته بود اون رو تعطیل کنه و به طور اتفاقی یک نفر قصد کرد تا مــــرغ داری تعطیل شده رو برای لوکــیشن یک فیلم سینمایی برای چند ماه ازشون اجاره کنه. زمانــی که مدیر اون شرکت برای بستن قرارداد با خانم کارگردان رفت، اون خانم بهش یک ایده داد که چرا از این فضای خوب برای باغ تالار استفاده نمی کنی؟ همین شد که مـــدیر ما تصمیم گــــرفت کاربری اونجا رو تغییـــر بده به باغ تالار و من هم با سمـــاجت خواستم که به تـیم طراحی و ساخت باغ تالار بپیوندم. هرچند که این درخواست من با مخالفت شدید مدیر فروش و سایر همکاران شــــــرکت مواجه شد؛ اما به هر شکلی که بود من بقیه رو مــــتقاعد کردم و در نهایت از شرکت خداحافظی کردم و در کنار همکارانی که مشغول انجام کارهای ساخت باغ تالار بودند، قرار گرفتم. یادم هست اون زمان حتی برای اینکه من در شــــــرکت موندگار بشم بهم پیشنهاد دادند که حقوقم رو دوبرابر می کنند و مبلغ قابل توجهی بهم پرداخت می شه؛ اما از اونجایی که من همیشه قبل از پول به لذت بردن از کاری که انجام می دم فکر می کردم، باز هم مقاومت کردم.

اماچرا من به باغ رفتم؟

روزی که قصد کردم در کنار تیم باغ تالار کار کنم، من فقط یک رویـــــا، هدف  و انگیزه داشتم و اون هم هیچ چیز نبود جز اینکه بعد از بهره برداری باغ تالار من در واحد آتلیه کارهای مربوط به عکاسی و فیلم برداری عروس داماد هایی که به باغ می اومدن رو بر عهده بگیرم.

بمبی که میون رویاهای من منفجر شد

مدیر یکی از تشریفات ها که با باغ تالار قرار بود همکــاری کنن زمانی که متــوجه هدف من و اینکه می خوام در باغ تالار آتلیه بزنم شد، واقعیتی رو بــرای من نمایان کرد که تــــازه متوجه اشتباهم در انتخاب هدفم شدم. ایشون معتقد بود کسی که میاد و هــزینه هنگفتی برای اجـــاره این باغ تالار می پردازه، قطعا آتلیه انتخابیش در جایی شمال شهر تهران هست و نه یک آتلیه تازه تاسیس وسط یک باغ در شهریار تهران. همونجا بود که یک سطل آب سرد بر روی رویا های من به شکلی بی رحمانه خالی شد. هرچند که اون دوست به من پیشنهاد داد یک آتلیه سیار برای عکاسی از مهمانان در باغ راه اندازی کنم. درست در همون لحظه با اینکه پذیرفتم برای شروع  بهتره آتلیه سیار باغ تالار رو راه بندازم، اما این فکر که وقتشه که من از سیستم باغ خارج بشم هم در ذهنم چرخ می خورد و در نهایت هم  آتلیه سیار ما شروع به کار کرد.

کار با تیم آلفرد و تغییر سرونوشت من

اون روزها در باغ تالار گروهی با مدیریت شخصی به نام آلفرد مشغول ساختن یک نمای سبک رومی با یونولیت و سیمان بودند  و ما هم برای اتلیه سیار دنبال یک عکاس با ذوق و با تجربه می گشتیم که کارش از عکاس قبلی آتلیه سیار با کیفیت تر و حرفه ای تر باشه. در همین حین با نازنین کرمی عزیز که یکی از اعضا تیم آلفرد بود آشنا شدم و از همون روزها تا همین امروز نازنین یکی از اعضای اصلی آژانس تبلیغاتی تیک شد و البته بعد ها هم مهم ترین شخص زندگی من. من و نازنین پله های رشد فردی و مسیر پیشرفت و توسعه کسب و کارمون رو در کنار هم طی کردیم. از روز های اول گرفته که با هم به دوره های آموزش حرفه ای ادیت عکس و ویدئو می رفتیم تا مراحل بعد که سعی می کردیم ایده های خلاقانه رو در کسب و کارمون پیاده کنیم و از پس چالش هایی که هر کسب و کاری با اون مواجه هست بر بیایم.

تیز حسی من و کسب تجربه در باغ تالار

یکی از کارهای مهمی که من در زمان فعالیت آتلیه سیار در باغ تالار انجام می دادم این بود که زمان برگزاری مراسم بر روی نوع تعاملات گروه های فیلم برداری که همراه عروس و داماد ها بودن، آرایش و چینش تیم فیلم برداری، تکنیک هایی که استفاده می کردند، مدل تجهیزاتی که استفاده می کردند و… دقت زیادی کنم و همین کار باعث شد من تنها با نگاه کردن نکات زیادی رو یاد بگیرم و رشد قابل قبولی کنم. خیلی اوقات هم این نظاره گری باعث می شد سوالاتی برای من پیش بیاد که یا از خود تیم فیلم بردار سوالم رو می پرسیدم و یا از گوگل. در نهایت بعد از مدتی من به رویایی که چند وقتی بود در ذهنم می چرخید جامع عمل پوشوندم و از باغ تالار به عنوان سرپرست باغ خداحافظی کردم و در منطقه ولنجک اولین آتلیه رسمی خودمون رو به همراه نازنین راه انداختیم. 2 3 سالی کار فیلم برداری از مراسم های عروسی ادامه داشت تا اینکه ما یک تصمیم تازه برای توسعه و رشد کسب و کارمون گرفتیم.

ارائه خدمات جدید و تجربه های تازه با کسری اسدی

ما از ابتدای کار پروژه هایی مثل عکاسی مادلینگ، عکاسی صنعتی و تبلیغاتی و… هم انجام می دادیم و همین فعالیت ها باعث شد ما در کامیونیتی تبلیغات هم جای خوبی برای خودمون باز کنیم و ارتباطات خوبی برقرار کنیم. درواقع ما از سال سوم فعالیت مون وارد فعالیت های تبلیغاتی هم شدیم و از یک جایی به بعد کار روی مراسم های عروسی رو کنار گذاشتیم و تمام تمرکز و انرژی خودمون رو بر روی ارائه خدمات تبلیغاتی به خصوص تولید محتوا و فعالیت در اینستاگرام قرار دادیم. البته تو همین روز ها یک عضو جدید و صد البته ثابت به نام کسری اسدی هم به جمع بچه های تیک پیوست. کسری وظیفه آنالیز دیتا ها و تحلیل پروژه ها برای رسیدن به بهترین نتیجه وصد البته اصولی ترین راه رو در جمع ما بر عهده داشت و در کنار کسری خوشبختانه در صنایع مختلف هم تونستیم تجارب خوبی کسب کنیم از صنعت مادلینگ و پوشاک گرفته تا صنعت غذا و شیرینی. از ماشین آلات صنعت چوب گرفته تا تا مستند سازی تور ماشین های کلاسیک و… البته که در این میون و با تجارب ما در تبلیغات، موسسات تشریفاتی که ما رو می شناختند هم از قافله عقب نموندند و این بار به شکل متفاوتی با ما همکاری کردند و بسیاری از تشریفات مطرح مثل عمارت مجلل دانیال کار تبلیغات و ساخت تیزر های تبلیغاتی خودشون رو به ما سپردند.

نیل واک و ورود ما به دنیای زیبایی

اولین تجربه ما در میان فعالان صنعت زیبایی ساخت یک تیزر برای یکی از مدرسین آموزش کاشت و طراحی ناخن بود که خوشبختانه این تیزر در مدت زمان خیلی کوتاهی در فضای مجازی وایرال شد و همین تجربه باعث شد که ما گام های بعدی رو در میان فعالین صنعت زیبایی محکم تر برداریم و بعد از مدتی به صورت تخصصی با فعالین این حوزه کار کنیم.

شروع کرونا و تجربه ما در خدمات زیبایی

با شروع کرونا فعالیت ما مثل خیلی از مشاغل در فضای مجازی به خصوص اینستاگرام بیشتر از قبل شد و به سمتی حرکت کردیم که کلینیک ها و سالن های زیبایی زیادی به خصوص در حیطه آرایش دائم به جمع مشتریان ما اضافه شدن و از خدمات ما استفاده می کردند. البته فعالیت و همکاری ما محدود به ارائه دهندگان خدمات زیبایی و مدرسین این حوزه نشد و با برند های آرایشی بهداشتی معتبری هم همکاری کردیم.

تجربه آموزش و ما

در دوران کرونا و با توجه به نیاز کسب و کارها برای استفاده از فضای مجازی ما تصمیم گرفتیم علاوه بر ارائه خدمات، آموزش هایی هم راجع به تولید محتوا ارائه بدیم و در این دوران بود که برند تیک متولد شد. تا قبل از تولد تیک ما با برند های مختلف که هرکدوم مختص به فعالیت ها و خدمات متفاوت ما بود فعالیت می کردیم اما از اواخر سال 98 تمام تمرکز مون رو بر روی تیک گذاشتیم. هرچند که تیک هم بعد از مدتی درگیر ریبرندینگ شد و در نهایت به آن چیزی رسیدیم که امروز می بینید.

ضبط آموزش های تیک و تجربه ای متفاوت  

بعد از مدتی که تیک شروع به ضبط ویدئو های آموزشی کرد، ما این نیاز رو از سمت مشتریان مون دریافت کردیم که تمایل دارند در طراحی و ضبط دوره های آموزشی شون در صنایع مختلف همراه شون بشیم. همین شد که ما در صنعت زیبایی و آرایش های دائم تجارب بسیار خوبی در طراحی، ضبط و تدوین ویدئو های آموزشی و حتی برگزاری ورکشاپ ها و همایش ها به دست آوردیم. البته که فعالیت ما در صنعت آموزش به متخصصین زیبایی محدود نشد و مشتریانی از شاخه های دیگه مثل آموزش بهبود فردی و کسب و کار هم داشتیم که اگر بخواهیم یکی از اون ها رو بهتون معرفی کنیم، شاید بد نباشه از برند اثر مثبت و تجربه ضبط ویدئو های آموزشی سارا یوسفی عزیز یاد کنیم. حتی سرکی هم در این میون به صنعت حمل و نقل کشیدیم و افتخار این رو داشتیم که در کنار دکتر همایون اسدی عزیز باشیم و حاصل سال ها تجربه ایشون در صنعت حمل و نقل رو هم ما به تصویر بکشیم.

شما هم می تونید برای طراحی و ضبط دوره آموزشی به ما اعتماد کنید

ما با باور قلبی و البته خروجی سال ها تجربه و ضبط دوره های آموزشی فراوان این اطمینان رو به شما می دیم که از صفر تا صد طراحی، برنامه ریزی، ضبط، تدوین و حتی فروش یک دوره آموزشی می تونیم کنار شما باشیم و با تجاربی که داریم، پیموندن این مسیر سخت اما شیرین رو برای شما آسون تر کنیم. امتحانش ضرری نداره، فقط کافیه با ما تماس بگیرید تا اولین مشاوره ها رو به صورت رایگان از ما دریافت کنید.

خدمات آژانس تبلیغاتی تیک

فکر می کنم شنیدن داستان مسیری که ما تا امروز طی کردیم تا همینجا کافی باشه و بهتره شما رو بیشتر با خدماتی که می تونید از همکاران ما در تیک دریافت کنید، آشنا کنیم.

مولتی مدیا:

ساخت تیزر تبلیغاتی،عکاسی صنعتی و تبلیغاتی،موشن گرافیک،مدیریت و ضبط دوره های آموزشی،تولید محتوای شبکه های اجتماعی

طراحی گرافیکی و چاپ:

طراحی پوستر، کاتالوگ،بروشور، تراکت قالب شبکه های اجتماعی و….

وبسایت و اپ:

طراحی و پیاده سازی وبسایت و اپلیکیشن

تبلیغات:

مشاوره تبلیغات، تدوین و نگارش کمپین تبلیغاتی، خلاقیت و ایده پردازی، نگارش متون تبلیغاتی / کپی رایتینگ / طراحی اسلوگان

برندینگ:

مشاوره برندینگ، انتخاب نام برند، هویت برند، هویت بصری برند، بازسازی برند، طراحی و ساخت جینگل، طراحی لوگو و برند بوک

مدیریت رویداد:

برگزاری انواع ورکشاپ، همایش، سمینار، کنفرانس، افتتاحیه و جشن های سازمانی، مدیریت و پخش وبینار

قبل از مجری بودن، ما دوست شماییم ​

شما در اولین ارتباط با ما متوجه می شوید که قبل از اینکه ما مجری پروژه های شما باشیم، سعی می کنیم دوستانه بر اساس تجاربی که داشته ایم مسیر درست و مشاوره های لازم رو به شما بدیم تا بهترین نتیجه رو تجربه کنید. فقط کافیه به ما اعتماد کنید.